بادبادک عاشق

حدیث روز!!! 1#
نویسنده : - ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧
 

 

دوست داشتن و دل سپردن از گناهان کبیره است.

رسائل العواطف-ج۱-ص۱- شیخ بادبادک عاشق تهرانی (یرحمنی ا... الشفاءه)


 
comment نظرات ()
 
رویای بادبادکی 1#
نویسنده : - ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧
 
پیشکش به سارا و اسب چوبینش:
 
اسب چوبین به دم بلند و قشنگش یک بادبادک بسته بود. نمیدونم تعبیرش چی بود. آیا اسب عاشق شده بود و میخواست پرواز کنه؟ شاید هم اونقدر احساس سبکی میکرد که فکر میکرد وقت پرکشیدنه؟ شاید هم از زمین خسته شده بود و میخواست روی ابرهای نرم و دوست داشتنی کمی یورتمه بره؟ شاید هم اصلا اسب قصدپرواز نداشت. شاید بادبادک بود که از آسمانی بودن دلزده شده بود و میخواست کمی هم زمینی باشه؟ کی میدونه شاید بادبادک ها هم از دویدن تو سبزه زار ها و جنگل ها خوششون میاد؟

 
comment نظرات ()
 
هذیان های بادبادکی 1#
نویسنده : - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧
 

با کمی دقت میتوانیم شباهت ها و تفاوت های بادبادک و یک عاشق را بفهمیم. بادبادک و عاشق هر دو در آسمان سیر میکنند. این یکی با جسم اش و آن یکی با روحش. هر دو در بند هستند. بادبادک را سازنده اش به بند میکشد و با آن بند آن را به آسمان میکند و مادامیکه این بند گسسته نشده باشد بادبادک بی هیچ خستگی در آسمان غوطه ور خواهد بود و ناملایمی های آسمان نیز غوطه خوردنش را برهم نخواهد زد. حتی سرگردانی اش هم در حول همین بند است و از آن جدا نیست. عاشق هم با بند محبت در اختیار معشوق است و با این بند اوج میگیرد و به هوا می پرد و تا زمانی که در این بند است ناملایمی ها و دشواری ها اورا از غوطه ور ماندن باز نخواهدداشت و هرچه هم سرگردان و حیران باشد گرد همین بند خواهد بود. بادبادک وقتی نزد سازنده اش بازمیگردد از به این سو و آن سو جستن آرام خواهد گرفت. عاشق هم وقتی به معشوق برسد از سرگردانی و حیرانی اش به پایان می رسد و آرامش می یابد. بادبادک متعلق به سازنده اش است و فقط در فرمان  اوست و فقط بند اوست که آن را به اوج می فرستد. عاشق هم فقط با محبت معشوقش غوطه ور است و با بند دیگری اوج نمی گیرد...


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٧
 

 

شما را دوست می دارم

تورا دوست می دارم.

تو را دوست دارم.

تورو دوست دارم

دوستت دارم!


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : - ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٧
 

About a Kite which fell down into love or a lover who fell down from a kite ...

من هیچوقت اهل وبلاگ نبودم و تو هیچ سایت وبلاگ نویسی هم تا بحال عضو نبودم. البته خیلی وقت ها وبلاگ دیگران را میخوانم و برای شان نظرم را ارسال میکنم اما برای خودم این اولین تجربه است. اما چه شد که دست به وبلاگ نویسی بردم ... حرفهایی داشتم که به زبان نمی ‌آمدند یا به زبان آوردنشان برایم کافی نبود و آرامم نمیکرد. دنبال گوشه ی دنج و ساکتی برای فریاد زدن بودم ...پس از آن من هم وبلاگ نویس شدم! اما چرا بادبادک؟! من از کودکی عاشق بادبادک بودم اما هیچوقت نتوانستم بادبادک بازی کنم ... و حالا عاشق شدم و به نظرم تناسب عجیبی بین عاشق بودن و بادبادک بودن از لحاظ سرگردان بودن - دربند بودن و معلق بودن در عین متعلق بودن وجود دارد. ... از نظراتتان استقبال خواهم کرد و همچنین در کمال میل آماده ی بازدید از وبلاگهایتان هستم. امیدوارم که این بادبادک سرگردان را هم در جمع بزرگتان بپذیرید.


 
comment نظرات ()
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : - ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٧
 
کاربرگرامی
با سلام و احترام
ورود شما را به جمع کاربران و مخاطبان پرشین بلاگ تبریک عرض میکنیم.
به منظور استفاده مناسب تر از خدمات، توصیه میکنیم از آدرس های زیر بازدید نمایید:
http://amoozesh.persianblog.ir
http://support.persianblog.ir
http://help.persianblog.ir
http://fans.persianblog.ir
http://news.persianblog.ir
http://admin.persianblog.ir


باتشکر، گروه سایت های پرشین بلاگ
مهدی بوترابی
 
comment نظرات ()